عز الدين حسينى زنجانى

154

معيار شرك در قرآن (فارسى)

آيا روايت از نظر درستى و استوارى در جايگاهى هست كه حاكم بر آيهء قرآن باشد و بعد اين روايت آشكار است كه از اسرائيليات است ؛ زيرا اقرار و اعتراف به گناهان نزد روحانيون و پارسايان مسيحى همواره از آداب و سنّت‌هاى رايج بين آنها بوده و مشاهدهء اين كار را ما در آثار اسلامى نمىبينيم كه كسى در پيش امامى اقرار به گناه كند تا او را ببخشد . در پاسخ مىگويم : آن‌چه ايشان در اين باره گفته‌اند به دو موضوع برگشت دارد : نخست اين كه ، درست بودن روايت ثابت نيست دوم ، محتواى روايت شبيه راه و رسم رايج در ميان مسيحيان است . پيش از آن كه به هر دو ايراد پاسخ گوييم مىگوييم : از فحواى سخن چنين برمىآيد كه در حاكم بودن روايت بر آيه نوع ويژه‌اى از صحّت را در آن معتبر مىدانند تا بر ديگر روايات صحيح برترى داشته باشد . به نظر مىرسد در معناى كلمهء « حكومت » دچار اشتباه شده كه اگر روايتى مىخواهد حاكم شود ، بايد براى صحّت آن مرتبهء فوقى باشد تا بتواند حاكم بشود و به نظر مىرسد غفلت از معناى حكومت است ؛ زيرا حكومت به معناى شرح است - همان‌گونه كه در جاى خود بحث و در گذشته نيز گفته شد - و در روايت شارح ، بيش‌تر از صحّتِ معتبر كه در هر روايتى لازم است ، به چيز ديگرى نياز نيست . بنابراين ، مىگوييم : سند روايت در كتاب شريف كافى از گروهى : از احمد ، از ابن‌فضّال ، از حكم بن مسكين ، از اسحاق بن عمّار ، از امام جعفر صادق - سلام اللَّه عليه - روايت شده است . مراد از احمد ،